زلزله آذربایجان با همه غم ها و غصه هایش و با همه پس لرزه های سیاسی و اجتماعی آن،درس های بزرگی داشت. اما این روزها حوادث طبیعی نیز دست مایه ای برای تعصبات سیاسی اجتماعی و قومیتی است.

گذری به سایت ها و وبلاگ های اینترنتی این تعصبات را به خوبی نشان می دهد و هر کس طبق منافع خود به تحلیل این قضایا می پردازد. اما مهم ترین انتقادها به عملکرد صدا و سیما در پوشش این زلزله بود که انصافا هم انتقاد به جایی بود اما وقتی ماهیت انتقادها و منتقدین را بررسی کنیم می بینیم منتقدین بیشتر به خاطر اهداف سیاسی خود به دنبال این قضایا هستند.

اساسا این یک قاعده است که وقتی شما از یک گروه یا شخص خصومتی در دل داشته باشید، فقط به دنبال کوچکترین بهانه ای برای ابراز دشمنی خواهید بود. افراد کمی هستند که کینه های درونی شان را در تصمیم گیری ها دخالت نمی دهند و  فقط مومنین خالص اینگونه اند!! اما هوای سیاست ما به شدت آلوده است و هر کس فقط به دنبال یافتن بهانه برای تصفیه حساب با رقیب یا دشمن خود است.

به نظر من صدا و سیما در این قضیه مردود شد و نتوانست رسالت خود را انجام دهد و همین باعث سرازیر شدن سیل انتقادات به سمت این رسانه شد. به نظر من اگر این انتقادات نبود صدا و سیما عملکرد انتقاد برانگیزش را ادامه می داد اما در این دو روز برنامه های خوبی در قبال مردم پخش کرد.

من از همان لحظه اولی که خبر زلزله را شنیدم آرزو داشتم که الان در کنار مردم اهر و هریس و ورزقان می بودم و در غم آنها شریک باشم این را بدون هیچ تعارفی می گویم اما من می خواهم از دریچه ای دیگر به قضیه نگاه کنم. به ۶ سال قبل برگردیم ۱۱ فروردین ۸۵ زلزله نسبتا مهیبی در شهرستان دورود اتفاق افتاد و تقریبا صد نفر ار هم میهنان مان جان خود را از دست دادند. عده زیادی هم بی خانمان شدند. اتفاقا در ایام تعطیلات نوروز بود و صدا و سیما هم برنامه های نوروزی داشت. مثل الان که مردم شادمان از مدال آوری قهرمانان خود هستند. اما چرا در آن روز کسی از صدا و سیما انتقاد نکرد؟ کسی نگفت چرا برنامه های نوروزی خود را متوقف نکردی و در غم مردم دورود شریک نشدی؟ چرا قهرمانان ملی ما به سمت مناطق زلزله زده سرازیر نشدند؟

بله قبول دارم که حجم ویرانی ها و مصیبت ها در این دو زلزله شاید قابل مقایسه نباشد اما من فکر می کنم که این بی توجهی ریشه در جای دیگری دارد و از نجابت ذاتی ما لرها ناشی می شود. ما نشان داده ایم که کبریت بی خطر بوده ایم و همین ما را در نگاه مسئولین کشور به شهروندان درجه  دو یا سه تبدیل کرده است.