رکسانا این دختر ساده و دوست داشتنی

رکسانا آزاد شد به راحتی آب خوردن!! چه قوه قضائیه هوشیار و با عرضه ای داریم!!! چقدر سریع کار مردم را راه می اندازند!!! یادم رفت پیشاپیش رابطه با آمریکا را هم تبریک بگویم. از رئیس جمهور هم به خاطر آن نامه تاریخی به قوه قضائیه تشکر می کنم.

بزرگداشت تفکر

/**/این مطلب را به عنوان روز معلم و گرامی داشت شهید مطهری در حوزه خواندم بسم الله الرحمن الرحیم ایام شهادت استاد مطهری این بزرگ معلم انقلاب را به همه دوستداران علم و معرفت و اساتید بزرگوار و طلاب محترم تبریک و تسلیت عرض می کنم. وقتی تقویم را ورق می زنیم بعضی روزها در حافظه تاریخی یک ملت جایگاه ویژه ای دارند و مردم  در گرامی داشت آنها گاهی شاد می شوند و گاه غمگین.گاهی به فکر فرو می روند و گاه با حسرت از آن یاد می کنند. 12 اردیبهشت یکی از آن روزها است. در این روز مردی از میان ما رفت که به شدت به او نیاز داشیم ، مردی که عمر خود را در راه اعتلای فرهنگ ایرانی اسلامی گذاشت و برای صیانت از اصالت این فرهنگ جانش را نیز در طبق اخلاص گذاشت . امروز ما یاد مردی را گرامی می داریم که توانست در مقابل گفتمان حاکم در جامعه آن روز قد علم کند و با سلاح علم به مقابله با آن برخیزد و نسلی را بپرورد که سنت های غلطی که بعد از مشروطه تا کنون دامن جامعه ما را آلوده کرده بودند را به چالش بکشانند. این چالش بزرگ انقلاب اسلامی بود که در سایه قلم مطهری و دیگر متفکران و دلسوزان جامعه توانست انقلاب را نه با شعارهای انقلاب های سوسیالیستی که با شعار جمهوری اسلامی در مقابل موج التقاط و فلسفه های وارداتی که با لعاب دین چون قارچ هایی سمی در فضای فرهنگ این آب و خاک سر برافراشته بودند بیمه کند و امروز که سی سال از آن روزها می گذرد هنوز گفتمان انقلاب اسلامی بر پایه تفکرات مطهری است که حرفی برای گفتن دارد. اما بیائیم برخلاف رسم هایی مذمومی که در چنین مراسماتی جاری است و القاب افراد و تعریف و تمجید های اغلب تو خالی و دهان پرکنی که فقط وقت حاضران در مجلس را می گیرد، کمی به افکار و اندیشه های مطهری بپردازیم، این یادبودها وسیله ای شده اند برای بزرگداشت افراد نه بزرگداشت افکار. در این مراسمات که در سالروز مرگ یک متفکر برگزار می شود سخنرانان، آن متفکر را به عرش می برند بدون اینکه نگاهی هم به افکار او داشته باشند ، البته این در همه جا صادق نیست اما عمومیت دارد. حال که سخن به اینجا رسیده است بد نیست نظرات این متفکر شهید را درباره بعضی موضوعات بررسی کنیم و در آنها تامل کنیم و اگر حتی نیاز به نقد هم داشت شجاعانه آن را نقد کنیم و از بزرگی اسم بزرگان نهراسیم چرا که آفت بزرگی که حیات فکری یک طلبه را به جزم اندیشی و تحجر تهدید می کند ترسیدن از پرسش و نقد است. مناسب است ابتدا گذری بر عمر پر برکت او داشته باشیم وسپس به نقل پاره ای از افکارش بپردازیم    استاد مطهری در طول حیات خود چند مرحله را پشت سر گذاشت مرحله اول دوران تحصیل ایشان در مشهد و قم است که تا30 سالگی استاد ادامه دارد.این دوران که دوره شکوفا شدن استعداد های اوست، در پرتو شاگردی اساتید بزرگ آن روز حوزه قم از جمله آیت الله بروجردی و امام خمینی و علامه طباطبایی سپری می گردد و مطهری جوان یکی از طلاب مبرّز و مهذب قم شناخته می شود و مکتب درس او مملو از طلاب خوش استعداد و روشنفکر حوزه می گردد این دوران دیری نمی پاید چرا که به خاطر بعضی اختلاف نظرها و فتنه انگیزی های بعضی از عناصر حوزه مطهری مجبور به مهاجرت به تهران می شود این تصمیم شاید تاریخی ترین تصمیم مطهری باشد آمدن به تهران و باز شدن فضای جدید به روی او اندیشه های اصلاحی او را که در قم بی جواب مانده بود دوباره رونق بخشید و او را به سمت جامعه ای سوق داد که اینک با مظاهر دنیای جدید آشنا می شد و فضایی که بعد از مشروطه در ایران و مهم تر از همه پایتخت ایجاد شده بود جامعه مذهبی ایران را با چالش مهمی در زمینه اعتقادی و اخلاقی روبرو می ساخت این نفوذ همه جانبه که با حمایت حاکمان آن روز هم ابعاد وسیع تری می گرفت آموزه های دینی را به هماوردی می خواند و فریاد «هل من مبارز» سر می داد. مطهری که در حوزه و تحت تعالیم اساتید و حکیمانی چون امام خمینی و علامه طباطبایی  به طور عمیق با مبانی اسلام آشنایی یافته بود قلم به دست گرفت و در اولین گام کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم را به جامعه عرضه کرد این کتاب فلسفی بسیاری از مبانی فلسفه های مدرن آنروز را به چالش کشید  اما مطهری به این اکتفا نکرد ودر گام دوم برخلاف انتظار کتاب داستان و راستان را نوشت خود ایشان در مقدمه دلایل نگارش این کتاب را بیان می دارد بعد از 50 سال از نگارش آن کتاب کتاب هایی با همان سبک نگاشته شده است اما شیوایی و روانی آن کتاب را ندارند و نتوانسته اند مقبولیت عام یابند. بعد از آن نیز مطهری با همه اقشار جامعه حشرو نشر داشت گاهی در کلاس درس گاه در مناظرات با اساتید مارکسیسم و گاه با مردم کوچه و بازار بر فراز منبر مسجد حتی او حاضر شد در مجله زن روز آنروز مقاله بنویسد این سلوک اجتماعی استاد او را به سمت اصلاح همه جانبه اجتماع سوق داد. شرکت در جلسات انجمن علمی پزشکان و مهندسین  و از همه مهم تر تشکیل حسینیه ارشاد که توانست پایگاه نیرومندی در جذب جوانان مذهبی باشد و اندیشه های ضد طاغوت را گسترش دهد از مهم ترین دستاورد های او بود. وقوع انقلاب اسلامی را می توان از دست آورد های فکری متفکرین جامعه دانست  و یکی از تاثیر گذار ترین متفکرین در انقلاب بی شک استاد مطهری است ایشان در کتاب آینده انقلاب اسلامی ایدئولوزی انقلاب را تبیین کرده اند و برنامه ها و اهداف نظام آینده را به روشنی بیان کرده اند . نقل پاره ای از افکار این شهید می تواند در ادامه راه انقلاب بسیار راهگشا باشد. اصولا هر انقلابی ماهیتی ویژه دارد گاه یک انقلاب برای نجات از فاصله طبقاتی است و گاه برای به دست آوردن آزادی است. یک انقلاب ممکن است ماهیت اقتصادی داشته باشد و یا ماهیت اعتقادی یا حتی معنوی استاد مطهری در تحلیل ماهیت انقلاب اسلامی معتقد است: «مشخِّص اصلی انقلاب اسلامی ایدئولوژیک بودن آن است نه صرفاً یک انقلاب مادی طبقاتی یا یک انقلاب لیبرالیستی اما نباید سوء تعبیر شود بعضی خیال می کنند که اسلام چون دین است یک معنویت است و در کنار سایر عناصر انقلاب قرار می گیرد و عناصر دیگر چون شکاف طبقاتی ، بی عدالتی ، استبداد و استعمار هم بود و یکی از مسائل هم معنویت بوده است. این اشتباه است اسلام یک مکتب جامع است ، علت عمده که این انقلاب را بی نظیر ساخته این است که تعرض به خاطر بی عدالتی هم رنگ دین به خود گرفته است . درباره استبداد و استعمار هم روی منطق اسلام تکیه می شود ». این نگاه به دین حداقل در یکی دو سه قرن اخیر بی سابقه است چرا که در این دو قرن هر انقلابی که شکل گرفته است ماهیت غیر دینی داشته است و این انقلاب در نوع خود بی نظیر بوده است. درباره مفهوم آزادی ایشان نظری متفاوت با بسیاری از متفکرین دارد. ایشان بین آزادی فکر و آزادی اعتقاد تفکیک قائل شده اند فکر را یک چیز و اعتقاد را چیز دیگر می دانند و از همین جاست که مبانی جمهوری اسلامی با بسیاری از آراء مخالفین آن رصد می شود. می فرمایند: «فرق است میان آزادی عقیده و آزادی تفکر. تفکر یعنی همان استعداد انسانی بشر که می تواند در مسائل، علمی و منطقی بیندیشد. این استعداد حتماً باید آزاد باشد. پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است . اما عقیده. می دانیم هر عقیده ای ناشی از تفکر نیست. بسیاری از عقاید بشر ناشی از یک سلسله عادته، تقلید ها و تعصب هاست نه این که چون فکر کرده این عقیده را گرفته استبلکه چون عادت کرده ، بهاین عقیده چسبیده است. این اعتقاد نوعی انعقاد است یعنی فکرو اندیشه اش به جای این که باز باشد بسته و منعقد شده و بر عکس، ان قوه مقدس تفکر به دلیل این انعقاد وبستگی در درونش اسیر شده» ایشان در تائید مدعی خود داستان حضرت ابراهیم و برخورد با بت پرستان را نقل می کنند . ایشان کار حضرت ابراهیم و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را بسیار برتر از از اقدام کوروش کبیر در حفظ آثار بت پرستی می دانند. اما این جا یک پرسش مطرح می شود اگر عادت ها و تعصب ها و اعتقاداتی که از روی تقلید مطرح می شود مذموم است و اسلام با تقلید در مقام تفکر مخالف است چرا بسیاری از جامعه مذهبی ما اعتقادات مذهبی اش براساس فکر و اندیشه نیست؟ آیا جزم اندیشی هایی که در جامعه شاهد آن هستیم می توانند آزادانه به هر اندیشه دیگری بتازند یا خیر؟ درباره مفهوم عدالت بسیاری از متفکرین در طول تاریخ نظریه پردازی کرده اند از افلاطون تاکنون صدها رساله وکتاب درباره این مفهوم نگاشته شده است با این توصیف معلوم می شود وزن مفهوم عدالت در نگاه بشر به نسبت دیگر مفاهیم سنگین تر است و اساسا مفاهیم دیگر درسایه عدالت تعریف می شوند ایشان مفهوم عدالت را یکی از خواست های انقلاب می داند ولی عدالت مورد نظرشان با تعریف فیلسوفان غربی درباره عدالت متفاوت است ایشان نه عدالت مورد خواست کمونیست ها راقابل قبول می دانست ونه آزادی عمل جامعه آزاد را. مفهوم مورد خواست ایشان از عدالت به همراه نوعی از معنویت است که در هیچ کدام از مکاتب دیگر نظیری ندارد . پیغمبراکرم  (صلی الله علیه و آله) در جریان قطع دست یک زن که خانواده اش به شفاعت نزد پیغمبر آمده بودند به آنها گفت: می دانید چرا امتهای گذشته هلاک شدند؟ دلیلش این بود که در این گونه مسائل تبعیض روا داشتند. اگر مجرمی که دستگیر شده بود وابسته به یک خانواده بزرگ نبود و شفیع و واسطه نداشت او را زود مجازات می کردند ولی اگر مجرم شفیع و واسطه داشت در مورد او قانون کارنمی کرد خدا به همین سبب چنین اقوامی را هلاک می کند. من هرگز حاضر نیستم در حق هیچ کس تبعیضی قائل شوم. این نگاه اسلام به عدالت است نه قصه است نه اسطوره بلکه مبنایی است برای عمل کردن نه صرف خواندن و لذت بردن و به گذشته های دور اسلام مباهات کردن  امروز بیش از هرزمان دیگر ما نیاز به این نگاه به عدالت داریم البته عدالتی همه جانبه نه فقط عدالت توزیعی و اقتصادی سخن به درازا کشید و دیدگاه های استاد مطهری که درباره انقلاب مطرح شده بود را نمی توان بیش از این در این وقت کم بررسی کرد من به بهانه هفته معلم توصیف شهید مطهری درباره استادش امام خمینی را به عنوان حسن ختام این نوشتار خدمت سروران گرامی نقل می کنم: « در سفری که به پاریس رفتم چیز هایی از روحیه این مرد کشف کردم که نه تنها بر ایمان من بلکه بر حیرت من افزود. وقتی که برگشتم رفقا پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار ایمان دیدم آمن بهدفه آمن بسبیله آمن بقوله و از همه بالاتر آمن بربه . در جلسه خصوصی ایشان به من گفت « فلانی این ما نیستیم که این نهضت را ایجاد کردیم من دست خدا را حس می کنم ان تنصرو الله ینصرکم»   لو جئته لرایت الناس فی رجل                     و الدهر فی ساعهٍ و الارض فی دار اگر بیایی ببینی تمام مردم را در یک فرد و تمام دهر و روزگار و ساعات را در یک لحظه و تمام زمین را در یک خانه منحصر می بینی  

انتخابات؛ تعیین سرنوشت...

  دیگه کم کم داره انتخابات می آد. ما ایرانیها خیلی خاطره از انتخابات داریم، روزهایی که کاندیداهای رنگاوارنگ می آن مخ ما رو بزنن تا به شون رای بدیم با چه زست هایی! چه عکس هایی !  چه شعار هایی ! چه پلو هایی ! چه... اما جالب تر گزارش های رگباری صدا و سیماست که اگه پاش بیفته با قسم حضرت عباسم که شده مردم رو می خواد پا صندوق بکشونه. مثل : «مردم در سرنوشت خود باید شرکت کنند. مردم فهیم و قدر شناس ایران! بار دیگر حماسه باشکوه دیگری را به منصه ظهور خواهند گذاشت، تا استکبار جهانی بار دیگر در مقابل عظمت ملت ایران سر تسلیم فرود آورد.  ملت تاریخ ساز ایران!(با لحن خطابی) جان عزیزتون بیاید رای بدید ما دیگه گلومون پاره شد چقدر نجف زاده ادا و طوار درآره با گزارش های مزخرفش ملت رو سرکار بذاره! چه قدر مرآتی بیچاره تریبون آزاد!!!ش وسط کار بشکنه. چقدر گزارشگرای ناشی تلویزیون با یه میکروفون گنده سر راه هر عابری سبز بشن با سبیل گرو گذاشتن چند کلمه درباره ضرورت شرکت در انتخابات ازشون اقرار بگیرن. بابا بیاید رای بدید ما دو ماه خونه نرفتیم !!» از همه جالب تر کلیپ های مخصوص این روزهاست. بهروز دلقک، ضیاء آتابای، احمد بهارلو و... مجری های سیاه روز اون ور آبی رو که می شناسید؟ این فلک زده ها هم اوقات فرحبخشی  رو برای ایرانی ها فراهم می کنن با فحشاشون، با تحلیل های آبکی شون...  از همه مهم تر خوراک تبلیغاتی رسانه ملی رو هم جور می کنن تا بتونه از طریق اینها هم که شده مردم رو بکشونه پای صندوق. دیگه عمو پورنگ و فیتیله ایها و27در27 ووو که جای خود داره. گمونم رئیس جمهور فعلی آمریکا عاقل تر از بوش باشه! شایدم نباشه!! اما دست اندرکاران برگزاری انتخابات دست به دعا شدن که اوباما یه حرفی یه اشاره ای به ضد دولت یا ملت ایران داشته باشه اون موقع است که اینها هم از خدا خواسته پیاز داغشو زیاد کنن تو 48 بخش خبری در24 ساعت اعلام کنن که « ملت ! چه نشسته اید که دشمن چه خواب ها برای ما دیده اگه خدای نخواسته زبونم لال آمار شرکت در انتخابات بیاد پائین اون موقع است که به ما دیگه حقوق نمی دن! پس جون مادرتون ،این تن بمیره بیاید رای بدید!! من برای خودمون می گم. »  اما از همه این حرفا بگذریم این شعار دهن پرکن و نخ نما شده « تعیین سرنوشت» حسابی منو ریخته به هم. آخه من نمی دونم این وسط سرنوشت کی می خواد معلوم بشه سرنوشت من؟ سرنوشت همسایه هام؟ دوستام؟ همشهری هام ؟ توی هر انتخاباتی راه می افتن که سرنوشتتون رو تعیین کنید یکی نیست به اینها بگه: بابا!! اون که سرنوشتش معین می شه من رای دهنده که نیست بلکه اون کاندیدای مجلس یا رئیس جمهوری که اگه رای بیاره می ره به اوج قدرت می رسه و اگر اهلش باشه به ثروت های میلیاردی می رسه( یادتونِ که 100 میلیون به هر نماینده مجلس دادن) و ایل و تبارشو جمع می کنه به آلاف و علوف(1) می رسونشون اگر هم رای نیاره یا باید قسط وامهایی که برای انتخابات خرج کرده رو بده یا از خجالت دور و بری هایی که خرج کردن در آد ما که در همه این سالها ندیدیم بوروکراسی ادارات کمتر بشه، ما که ندیدیم یه مفسد اقتصادی رو محاکمه کنن، یه مسئولی به خاطر بی عرضگی استعفا بده ( علی آبادی رو که می شناسید) ،یه آدم کله گنده مثل بقیه مردم بهش وام بدن ،یه آقا زاده رو به خاطر باباش آزاد نگذازن هر غلطی خواست کنه.   یک بار مردم می آن توی دوم خرداد حماسه درست می کنند و هشت سال بعد دوباره همون مردم حماسه سوم تیر راه می ندازند اما طرفداران اولی دومی رو حماسه نمی دونن و مردم رو متهم به حماقت می کنند!! و دومی ها اولی رو؟ چون  میگن که مردم گمراه شدند!! چرا از این حرفها می زنن؟ چون در این دو روز جای اینها با هم عوض شد و سرنوشتشون معلوم شد ولی سرنوشت  ملت همون هست که بود و هنوز بیکاری و فقر و فساد و تبعیض و...با قدرت به پیش می رود.  ................................................................................................ 1-      این علوف همون علوفه هست نه الوف جمع ألف  به معنای هزار

مطهری ؛ایدئولوگ 30 سال بعد

  اردیبهشت با نام مطهری گره خورده است. یادم می آید در سال های دبستان که برای معلمانمان هدیه می بردیم من کتابهای شهید مطهری را هدیه می بردم بی آنکه بدانم مضمون این کتابها چیست!! نمی دانم؟ شاید به طور ناخدا گاه عشق به این کتابها بود که در سالهای بعد نیز مرا رهنمون به حوزه کرد اما در حوزه همه فکر و نظری دیدم الا نظرات مطهری! ... اما مطهری برای امروز ما بعد از 30 سال از شهادتش چه حرفی برای گفتن دارد. مسلما بعضی از نظرات و افکار او مخصوص زمان خود او بود و امروز موضوعیتی ندارد؛ مباحث مربوط به مارکسیسم،  نظراتش درباره تفسیر مادی تاریخ توسط گروه فرقان و بعضی نظرات دیگر امروز به تاریخ پیوسته است چرا که دیگر نه از تفکرات مارکسیسمی خبری است نه از اندیشه های التقاطی دهه 50 .   اما وزن فکری یک متفکر زمانی مشخص می شود که ببینیم تاثیر او بر جامعه بعد از خویش به چه میزان بوده است؟ اگر یک متفکر بتواند در نسل های بعد از خود موثر واقع شود یا حتی بتواند یک تاریخ را به دنبال خود بکشاند او دیگر نمی میرد گرچه  جسم او در میان نباشد مثلا ابن سینا یک فیلسوف بزرگ است که در هزار سال پیش نظریه پردازی کرده است اما امروز افکار او در معرض  نقد و بررسی دانشمندان است. مسلما مطهری هم  از این دسته متفکران خواهد بود آثار آن شهید گواه این مدعی است. نظرات او درباره انسان شناسی، توحید، ایدئولوژی اسلام،  برخورد اسلام با فلسفه های جدید و دیدگاه هایش درباره تاریخ اسلام برای امروز و آینده ما بسیار راهگشا است. اما در این نوشته نمی خواهیم دوباره کلیشه ای و با تعریف های دهان پر کن بحث کنیم  امروز همه اجزای جمهوری اسلامی از صدا و سیما تا مدارس و همه مراکز فرهنگی به تبلیغ آثار شهید مطهری می پردازند.  بین مدارس مسابقه با موضوع کتابهای شهید مطهری برگزار می شود. امتحانات معلمان آموزش وپرورش تا برسد به همایش هایی مثل حکمت مطهر و دیگر قضایا، اما باید دید تاثیر این نوع ورود به آثار یک نویسنده چه میزان است آیا می توان با تخفیف های 50 و 60 درصدی کتاب های آن شهید، مردم را ترغیب به خواندن آنها کرد یا خیر ؟ آیا می توان با بخش نامه و تشکیل ستاد آثار او را در جامعه رواج داد؟ رهبر انقلاب به حق آثار شهید مطهری را مبنای نظری جمهوری اسلامی دانسته اند اما این دلیلی برای ترویج دستوری و سیاسی این آثار نمی شود  مسلما اگر یک نویسنده در قلب مردم نفوذ کند نه ترویج اینچنینی ونه توقیف ها و عدم چاپ یک اثر نمی تواند آن را از دل مردم خارج سازد.   یادم هست پارسال که به نمایشگاه کتاب رفته بودیم  غرفه ای آثار جلال آل احمد را می فروخت  با اینکه قیمت های آن بالا بود ولی مردم مشتاقانه این کتاب ها را می خریدند  براستی چرا نویسنده ای که 40 سال از مرگش می گذرد هنوز طرفدار دارد؟ یا همین دکتر شریعتی غرفه کتاب های او نیز غلغله بود چرا؟ پاسخ به این سوال نیاز به فکر کردن زیاد ندارد: 1-     نقد بی رحمانه آثار آنها. چرا امروز هیچ کس جرئت نقد آثار مطهری را به خود نمی دهد؟ مسئولین فرهنگی کشور با استناد به ظاهر کلام امام که آثار استاد مطهری را صد در صد اسلامی دانسته بودند اجازه نقد آثار ایشان را به هیچ نویسنده و متفکری نمی دهند. مثلا کتاب یکی از نویسندگان که کتاب حماسه حسینی ایشان را نقد کرده بود اجازه چاپ نیافت!! آیا با این اقدام خود به ترویج آثار او کمک می کنند.  این کار دستگاه های فرهنگی دوستی خاله خرسه است. چرا که تفکر یک نویسنده در سایه نقد علمی و آکادمیک است که صیقل می یابد و هرگز غبار کهنگی بر قامت آن نخواهد نشست آثار یک نویسنده با نقد عالمانه است که چون رودخانه ای جاری و روان، تشنه کامان اندیشه را سیراب می کند و اگر این نباشد چون مردابی هر روز بی رونق تر  خواهد شد. 2-     استفاده نکردن از رانت دولتی  متاسفانه ورود مستقیم دولت در فرهنگ تاثیر عکس دارد به قول رضا امیر خانی: «فرهنگ مادر سیاست است و عجب از این فرزند  که می خواهد مادر خود را بزاید» هر چه دخالت دولت در این زمینه بیشتر شود میزان اقبال عمومی به این آثار نیز کمتر خواهد بود. اساسا برگزاری همایش های پر و آب و رنگی مثل حکمت مطهر و به به و چه چه کردن های کلیشه ای  وتخفیف های آنچنانی نمی تواند مردم را تر غیب به این آثار کند.