امروز پس از چند ماه که وبلاگ نویسی را ترک کرده بودم
سخنان چند روز قبل آقای ناطق نوری مرا وادار کرد دوباره دستی بر قلم برم و مطالبی چند را بنویسم. گرچه می دانم این نوشته و امثال آن محلی از اعراب نخواهند داشت اما شقشقیه ایست بر درد هایی که وجود دارد.
حتما می دانید بخشی از سخنان آقای ناطق ناظر به صحبتهای پارسال آقای سعیدی امام جمعه قم درباره تولد رهبر انقلاب بود که خبر از توبیخ رهبری در قبال این صحبتهای مبالغه آمیز داده است.
من از همان روزهایی که سخنرانی آقای سعیدی در مسجد اهل بیت نقل محافل شده بود و بلوتوث آن که از بی بی سی پخش شده بود منتظر شنیدن خبری بودم که رهبری واکنش قاطعی نسبت به این سخنان داشته باشند. در طول این مدت گاهی وقتها با بعضی دوستان طلبه هم که بحث می کردیم من معتقد بودم که واکنش رهبری جا دارد قاطعانه و عبرت آموز باشد که دیگر کسی هوس چاپلوسی و گفتن مزخرف درباره رهبری را نداشته باشد. اما دوستان معتقد بودند که نه! شاید رهبری مصلحتی می داند که ما نمی دانیم!!شاید رهبری به ایشان تذکر داده باشند. نظر یکی از دوستان این بود که ما فقط از ظاهر سیاست خبر داریم و نمی دانیم که پشت پرده چه خبر است!!!!

اما به نظر می رسد اینگونه توجیهات قابل قبول نباشد. چرا که با نظر به سیره ائمه اطهار و خصوصا سیره امیر المومنین در قبال کارگزاران حکومتی و مسئولین و کسانی که به نوعی تریبونی در اختیار داشته اند به این نتیجه می رسیم که ائمه در قبال غلو و چاپلوسی واکنش های قاطعانه و عبرت آموز داشته اند. اساسا مسئله غالیان در تاریخ تشیع همیشه یکی از لغزشگاههای شیعیان بوده است و همه ائمه ما(علیهم السلام) به شدت در مقابل آن موضع گیری کرده اند و غالیان را لعنت کرده اند و حتی حکم به ارتداد این افراد داده اند.
از مسئله غلو هم که بگذریم سیره سیاسی امیر المومنین در قبال خطاهای فرمانداران و استانداران نشان می دهد ایشان به هیچ وجه اهل مسامحه نبوده اند و حتی انسانی مثل کمیل بن زیاد که یار تنهایی های علی است و حکمت ۱۴۷ نهج البلاغه خطاب به اوست و دعای عرفانی کمیل هم یادگار علی برای او بوده است از توبیخات امیر المونین بی نصیب نمانده است و در نامه ۶۱ نهج البلاغه ایشان را به خاطر سستی در مقابل لشکر معاویه به شدت توبیخ می نماید.
از سیره ائمه هم که بگذریم روش حکومتی امام خمینی هم همراه با قاطعیت مثال زدنی است. ایشان در همان جلسه ای که فخر الدین حجازی کلمات غلو آمیزی درباره امام بکار برد همانجا ایشان موضع گیری فرمودند. به نظر من اگر امام خمینی جلوی سخنان اغراق آمیز را نمی گرفتند بعضی ایشان را در حد پیغمبر بالا می بردند و اتفاقا مردم هم می پذیرفتند!
نباید خطای دیگران را بازگو کرد چرا که این امر آب به آسیاب ریختن دشمن است، بازگو کردن خطای دیگران یکی از مسائلی است که انقلاب اسلامی همواره از آن ضربههای زیادی خورده است و باید توجه داشت که لج بازی و اصرار به بیان خطای دیگران موجب سوء استفاده دشمنان علیه ملت ایران خواهد شد.
امام جمعه قم همچنین گفت که «هیچ انسانی از خطا مصون نیست»
من نمی دانم این گونه صحبت کردن شایسته مسئول در نظام اسلامی است؟؟ نظامی که داعیه پیروی حکومت علوی را دارد! اگر حکومت ذره ای قاطعیت نشان می داد نباید آقای سعیدی اینگونه سخن می گفت و به خود اجازه می داد طلبکار هم باشد. شایسته بود ایشان در همان وقت به اشتباه خود اذعان کند که این هم برای خود ایشان بهتر بود و هم اثر سخن غلط ایشان را خنثی می کرد.
به نظر می رسد داب نظام این است که خطاهای مسئولین کمترین هزینه را برای نظام داشته باشد و از رسانه ای شدن برخوردها و توبیخ های صورت گرفته خودداری می نماید. اما این شیوه در بلند مدت منجر به سلب اعتماد مردم و درست شدن شایعات می شود.