یک برنامه امیدوار کننده!

دیشب دوستی برایم پیامک فرستاد که شبکه سوم را تماشا کن! من هم از حجره خودم را به حسینیه مدرسه رساندم و دیدم شلوغ است. رفتم تو و دیدم طلبه ها پای تلویزیون ساکت نشسته اند و به مناظره حسین شریعتمداری و مصطفی کواکبیان نگاه می کنند. من با دیدن این مناظره و صحبت های رد و بدل شده چند نکته به ذهنم رسید که با شما در میان می گذارم:
1- گویا رسانه ملی تازه از خواب غفلت بیدار شده است و نمی داند که در این کشور چه اتفاقاتی افتاده است! گویا تازه دریافته است بسیاری از مشکلات موجود نتیجه عملکرد ضعیف و غیر قابل توجیه این رسانه است. رسانه ملی با انفعالی عمل کردن خود فضای کشور را عملا تحت سیطره رسانه های بیگانه قرار داد و در طول این هفت ماه بعد از انتخابات دائما از موضع متهم مجبور بود از خود و نظام به بدترین شکلی دفاع کند. رسانه ای که نتواند ابتکار عمل را در درون مرزهای خود بدست گیرد و این اجازه را به بیگانه دهد که جریان سازی کند و کشور را دچار بحران کند، محکوم به شکست است.
تقریبا دی ماه پارسال بود که سایت های اینترنتی خبر از راه اندازی تلویزیون فارسی دادند و آنرا به فال نیک می گرفتند. چرا که عملکرد حرفه ای این رسانه می توانست نقطه شروعی برای روشن شدن موتور رسانه ملی در برخورد با این رسانه مهم و تاثیر گذار باشد. اما گویی رسانه ما هنوز بعد از یک سال و چند ماه در خواب خرگوشی است و تازه یادش افتاده است که دوران تک صدایی سخن گفتن در داخل کشور به پایان رسیده است. باید افکار عمومی را اقناع کرد و گرنه رسانه رقیب هر چه پخته است در دهان مخاطب خود می گذارد گرچه زهری باشد که با شکلات تزئین شده باشد. از دی پارسال تا خرداد امسال bbc آنچنان حرفه ای عمل کرد که عملا ما نتایجش را ملاحظه می کنیم. دامن زدن به آشوب و درگیری کمترین نتیجه عملکرد این رسانه است. به هرحال باید برنامه هایی شبیه این مناظره ها را به فال نیک گرفت و امید وار بود که می توان رسانه ای آزاد داشت که واقعا دانشگاهی برای مردم باشد.

2- اما درباره مناظره دیشب به نظر می رسد که هیچ جریان و شخصیت سیاسی نمی خواهد گناه خود را بپذیرد و هرکس از موضع مهاجم در صدد حذف رقیب است. حسین شریعتمداری در طول این مناظره نخواست خطاهای جریان وابسته به خود را بپذیرد و با فرافکنی سعی می کرد از قضییه عبور کند در جواب سوال آقای کواکبیان در خصوص دکتر الهام می گفت باید خود او پاسخگو باشد، اما در مقام برخورد با کواکبیان معتقد بود که او باید از موسوی و کروبی برائت بجوید. حال باید پرسید آقای شریعتمداری! شما که حاضر نیستید خطای یار خود را ببینید چگونه انتظار دارید رقیبتان این کار را انجام دهد؟ چرا آقای احمدی نژاد روز 24 خرداد باید آنگونه سخن بگوید؟ چرا کسی یقه ایشان را نمی گیرد که چرا فضا را ملتهب تر می کنید؟ آقای شرزیعتمداری در طول این مناظره دائم از سند و مدرک سخن گفت و جریان رقیب را متهم به وابستگی کرد و دائما می خواست یک اعتراف از کواکبیان در محکومیت آنها بگیرد ولی هیچگاه حاضر به پذیرش خطاهای جریان وابسته به خود نشد.
من در مقام دفاع از جنبش سبز نیستم و مطالب وبلاگم نیز موید این سخن است. اما سخنان شریعتمداری بخشی از حقیقت بود نه همه آن.
اما آن سوی مناظره هم وضعی همانند ایشان داشت. آقای کواکبیان نیز دائما بحث را با حمله به شخص شریعتمداری پیش می برد و حاضر نبود ساختار شکنی های موسوی و کروبی را بپذیرد. گرچه من کواکبیان را با انصاف تر از شریعتمداری یافتم اما سخن پایانی ایشان اوج هوش ساسی شان را نشان داد.«لویی جرگه» ایرانی یکی از آن واژه هایی است که در حافظه تاریخی ملت جای خواهد گرفت. این سخن به حدی بی پایه و اساس است که بحث کردن درباره آن اتلاف وقت است. من سخن شریعتمدار در عمل به قانون را می پذیرم اما با قید اجرای قانون برای همه نه برای بعضی! نه برای یک جریان! چرا باید علیرضا بهشتی را از کلاس درس بیرون کشند و او را به زندان بیندازند، اما فائزه هاشمی در روز عاشورا رهبر اغتشاشات باشد و آزادانه بگردد؟ چرا باید صرف اظهار وفاداری به ولایت فقیه مصونیت برای بعضی مجرمین ایجاد کند؟ این چه مبنایی است که وفاداری به ولی فقیه و اظهار توبه مجرمین مسئله را حل می نماید؟ این نقطه شروع بی قانونی های بعدی است. «پیرو ولایت فقیه باشید تا به شما آسیبی نرسد و هر کاری خواستید انجام دهید» این نتیجه آن مبنای غلط است. من معتقدم قانون برای همه باید اجرا شود چه فرزند هاشمی چه دیگر آقازاده های مطیع ولی فقیه. احساس مصونیت از قانون به بی قانونی دامن زده است. ماست مالی کردن خطاهای رهبران جنبش سبز چراغ سبزی به اقدامات غیر قانونی آنها است. به هر حال راهکار خروج از بحران عمل به قانون است اما برای همه.
3- مجری این برنامه که وحید یامین پور بود هیچ گاه بی طرف نبود و خود مدافع یک جریان خاص بود و این با روح مناظره منافات دارد. سوالات او از کواکبیان با لحن طلبکارانه و از موضع مدعی بود. این رفتارها و پیش داوری ها اعتماد عمومی به این برنامه را کاهش می دهد. کاش مجری این برنامه شخصیتی مثل مرتضی حیدری بود که حداقل بی طرفتر بود. 

به نظر می رسد دکتر علویان هم باید با دولت دهم خداحافظی کند. اقدام قابل تقدیر ایشان در واکنش به سخنان سست و بی مایه فردی مثل اسفندیار خان مشایی که افسانه روئین تن بودن را به واقعیت تبدیل کرده است، ممکن است ایشان را نیز مثل آن چهار وزیر معترض به معاون اولی مشایی خانه نشین کند.    

دیکتاتوری جاهلان!

نماز جمعه امروز قم که به امامت آیت الله امینی برگزار شد, برای دقایقی با حاشیه همراه بود. خطبه دوم آیت الله درباره ضرورت وحدت جامعه بود. ایشان رمز پیروزی ما را وحدت و اطاعت از ولی فقیه دانست و در ادامه وجود اختلافات را ضرری بزرگ برای اجتماع دانستند. ایشان صراحتا وجود اختلاف بین علمای حوزه را مورد انتقاد قرار دادند. شاید تصمیم جامعه مدرسین در خلع مرجعیت آیت الله صانعی این انتقاد جدی آیت الله را به همراه داشته است. به هر حال خطبه دوم که با تکبیرها و زنده بادها و مرده بادهای افراطیون همراه شده بود، دقایقی سخنرانی ایشان را مختل نمود. چند فرد افراطی که تاب سخنان ایشان را دست داده بودند با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه، شروع به سر و صدا و جنجال نمودند.

سخنان آیت الله از سر دلسوزی و خیر خواهی مطرح شد. ایشان گفتند نباید افراد را به صرف اختلافات جزئی با ولی فقیه طرد نمود. و جمله ای را از خود رهبری در خصوص ضرورت وحدت قرائت نمود. اما گویا افراطیون آزادی مطلق دارند و اجازه دارند به هر سخنرانی بروند و حرمت جلسه را بشکنند.  اگر حرمت شکنی روز عاشورا محکوم است  به همان دلیل هم حرمت شکنی  نماز جمعه هم محکوم است. چرا باید افراطیون علمدار لشگر انقلاب شوند و افراد خیر خواه  را از صحنه بیرون کنند.
متاسفانه افراطی گری به نقطه اوج خود رسیده است. ناتوانی حاکمیت در کنترل این افراطی گری ها و عدم برخورد با خط دهندگان آنها به رشد اختلافات دامن خواهد زد. نیاید گمان کنیم که این روند به نفع انقلاب است. متاسفانه مردم در نگاه مسئولان و فعالان سیاسی به مثابه یک ابزار بیشتر نیستند. و در مواقع نیاز باید اعلام وفاداری کنند. شما که عرضه برخورد با سران فتنه را ندارید چرا دائم مردم را به خیابان می کشانید. مگر خود رهبری از اردو کشی خیابانی  منع نکرده بود. شما که عرضه مقابله با  فرزندان هاشمی را ندارید، شما که جرات دادگاهی کردن مرتضوی را ندارید بیجا می کنید هر روز شهر ها را دستخوش  راهپیمایی می کنید. نمی دانم مردم باید به چه زبانی بگویند با مفسدین برخورد کنید.  به هر حال اوضاع  امروز فقط باعث رشد افراطی گری خواهد شد. چه از این طرف باشد چه از آن طرف.
راه کار اساسی محاکمه همه  مفسدین است چه ضد ولایت فقیه چه پیرو ولایت فقیه. نمی توان به صرف ادعای ولایتی بودن هر غلطی که دلشان  خواست انجام دهند و با چاپلوسی قضیه را ماست مالسی کنند.

حاتمی کیا، مردی که همیشه حرف برای گفتن دارد

حاتمی کیا، کارگردانی که با فیلم هایش با انسان سخن می گوید و عمق روح انسان را نشانه می رود و درون او را می شوراند. چند وقت پیش که آژانس شیشه ای را برای چندمین بار دیدم باز هم خس خس سینه عباس و فریاد های حاج کاظم دلم را به لرزه در می آورد. قیافه حق به جانب سلحشور مرا به یاد جبهه نرفته های پر مدعا می انداخت و احمد کوهی هم مرا به یاد پشیمان شده ها. چقدر این فیلم زیبا و جذاب ساخته شده! 

حاتمی کیا برای من نه یک کارگردان که یک معلم فلسفه است. فیلم هایش همیشه برای من تازگی داشته و دارد. همیشه بعد از فیلم هایش تا چند ساعت مرا به فکر فرو می برد و مرا متاثر می کرد.به رنگ ارغوان فیلمی تو قیفی است که به برکت دولت مهرورز! مجوز پخش پیدا کرده است. امیدوارم این فیلم هم اینچنین باشد.

مرتضوی و معادلات چند مجهولی

سرانجام پس از چند ماه تحقیق و بررسی گزارش مجلس درباره حوادث کهریزک کامل شد و همان گونه که پیش بینی می شد متهم اصلی این حوادث شخص سعید مرتضوی قاضی بدنام و مساله دار، معرفی گردید!

ماموریت جدید قاضی مرتضوی

 سعید مرتضوی را فعالان سیاسی به خوبی می شناسند. قاضی جوانی که با چرب زبانی و چاپلوسی خود را تا مقام دادستانی تهران بالا برد او که در قلع و قمع فعالان سیاسی ید طولایی دارد، بعد از  حوادث انتخابات هم  آن کیفر خواست مسخره را تنظیم کرد و آبروی دستگاه قضایی را برد. وقتی ریاست قوه قضائیه به آیت الله لاریجانی رسید بسیاری از رفتن او از دادستانی تهران خوشحال شدند اما بعد از چند روز این لبخند بر روی لبان همه یخ زد چرا که جناب قاضی القضات او را به سمت معاونت دادستانی کل کشور ارتقاء داد تا همه بدانند چرب زبانی اولین شرط شایسته سالاری در کشور ماست. اما عجیب تر از آن حکم رئیس جمهور برای او بود. ریاست بر سازمان مبارزه با قاچاق کالا و ارز برای او حلقه مدیران بدنام و مسئله دار دور رئیس جمهور را کامل کرد تا دیگر بچه مذهبی ها آخرین امیدهای خود به احمدی نژاد را از دست رفته ببینند. 

چند هفته پیش دکتر زاکانی هم که به مدرسه معصومیه برای سخنرانی آمده بود  در بین سوالات طلاب از او صحبت از مرتضوی پیش آمد و ایشان مرتضوی را مقصز اصلی کهریزک می دانست. نکته جالبی را که ایشان مطرح کرد این بود که ما هر چه پرونده درباره دانشگاه آزاد به قوه قضائیه می سپردیم و از این دانشگاه شکایت داشتیم توسط مرتضوی گم می شد؟!!!  حال چنین شخصی باید رئیس مبارزه با قاچاق کالا باشد و فعالان سیاسی را به انقلاب مخملی متهم کند.

خدا عاقبت همه را به خیر کند با این مسئولین و حاکمان دلسوز!

 

به کجا می رویم؟!

کاریکاتور از آن رو خنده دار است که یک شی یا یک انسان یا هر چیز دیگری بر خلاف آن چیزی که باید باشد نشان داده می شود و البته این کار مربوط به کاریکاتوریست نیست بلکه از آن شیئی است که کاریکاتور آن کشیده شده است. هنر کاریکاتوریست به تصویر کشیدن این ناهنجاری است.

اوضاع اجتماع ما هم هر روز کاریکاتوری تر می شود و هیچ کاریکاتوریستی نیست که آن را مورد توجه قرار دهد و خطر ناهنجاری های بسیار آنرا گوشزد کند. یکی از این امور، بحث ورود زنان به عرصه اجتماع و بازار کار است و هر روز که می گذرد این ناهنجاری بیشتر خود را نمایان می کند.

دیشب بخش خبری ۲۰:۳۰ گزارشی را پخش نمود درباره خورو های ایران خودرو و عدم کیفیت محصولات آن. در این گزارش، بازرسی که از این شرکت برای وارسی این خودرو ها آمده بود یک خانم بود! حضور این خانم در یک محیط کاملا مردانه جای تعجب و البته تاسف دارد! من نمی دانم یعنی در این کشور ما مرد به اندازه کافی نداریم که در این مشاغل که هیچ ربطی به زن و شئونات او  ندارد مشغول به کار باشد؟! مدیران اجتماع از خود نمی پرسند این تعداد دخترانی که دانشگاه ها را به تسخیر خود درآورده اند چه مشکلی را می خواهند حل نمایند؟! 

چند روز پیش هم تلویزیون گزارش دیگری را پخش کرد از یک زن که راننده لودر بود! تعجب برانگیز است، نه؟! و مجری تلویزیون هم با افتخار تمام از این کار تعریف می کرد و شاید در دل خود آنرا از برکات نظام جمهوری اسلامی می دانست؟! آیا از خود نمی پرسند که رانندگی لودر و مشاغلی اینچنین که جز مشاغل صعب و دشوار است چه ربطی به زن دارد؟! آیا این زن می تواند بعد از این مادر خوبی باشد؟ چرا خانه داری در نگاه زنان امروز املی و بی کلاسی محسوب می شود تا جایی که زنان باید به این مشاغل سخت تن در دهند؟! 

دانشگاه های ما کجا می روند؟! وقتی هر ساله رشد قبولی دختران در دانشگاه بیشتر از سال گذشته می شود معلوم است که نظام آموزشی ما بیمار است. این یک آفت بزرگ محسوب می شود و جالب این است که مدیران کشور آنرا افتخار می دانند! این چه افتخاری است که مردان را خانه نشین و نیمی از امور اداری کشور را زنان اشغال نمایند؟!

در اسلام مسئول اقتصاد خانه مرد است و اوست که باید نفقه عیالش را بپردازد. با این مقدمه باید پرسید چه اسراری است که مردان را خانه نشین و زنان را روانه بازار کار نمائید؟ کشور چه نیازی به مهندیس برق یا مکانیک خانم دارد؟! این مشاغل هیچ ربطی به بانوان ندارد؟! باید بین روحیات و توانی های زنان و مشاغل آنها ارتباط منطقی باشد.

 سخن در این باره بسیار است باشد در مقالی دیگر 

فتنه بعدی؟!

قبلا هم درباره سیاست های فرهنگی دولت احمدی نژاد سخن گفته بودم. اینجا و اینجا را ببینید. گویا این روند با سرعت بیشتری به سوی سیاست های فرهنگی جناب مشایی در حال حرکت است. عکس جالب آقای مشایی و هدیه تهرانی را اینجا ببینید.

بعد از فتنه سبز فتنه مشایی گریبان این نظام را خواهد گرفت. امروز هیچ کس به فکر نیست و این باند خطرناک در این فضای غبار آلود مهره چینی های خود را انجام خواهد داد تا در فرصت مقتضی ضربه خود را وارد نماید. خود مشایی در سخنرانی اخیرش از فتنه های جدید تری سخن گفته بود. نگاهی به اطرافیان احمدی نژاد این مدعا را ثابت خواهد کرد. افرادی چون مشایی، رحیمی و مرتضوی از جمله این افراد هستند. خدا عاقبت این کشور را به خیر کند.

تحمیل حکمیت یا...؟

یادم هست تلویزیون چند سال پیش سخنرانی امام در جمع مسئولان را پخش می کرد. این سخنرانی درباره ادامه جنگ در سال ۶۳ ایراد گردیده بود. در ان سال فشار جامعه ملل بر ایران برای خاتمه جنگ افزایش یافته بود و انگشت اتهام جنگ طلبی به سوی ایران بود. این در حالی بود که در داخل هم عناصر سستی مثل نهضت آزادی با بیانیه های خودشان که در رادیو بغداد با طول و تفصیل تفسیر می شد بر علیه امام سم پاشی می کردند. امام در آن سخنرانی شرایط را مثل جنگ صفین می دانستند و می فرمودند-البته نقل به مضمون- که اینها می خواهند دوباره حکمیت را بر ما تحمیل کنند. و ما زیر بار تحمیلات آنها نخواهیم رفت.

گویا امروز هم شرایط به همان گونه رقم خورده است. شمشیر زنان علی بر در خیمه معاویه رسیده اند ولی افراد خیر خواه و قرآن دوست با دیدن قرآن های به نیزه گول می خورند. بیانیه موسوی که سرشار از فحاشی به نظام و رهبری است با پیشنهادات طلبکارانه و از موضع قدرت قرآن بر نیزه ای بود که امثال محسن رضایی آنرا ندیدند و با فشار بر رهبری خواهان آشتی ملی شده اند. این بازی خطرناک فقط به تضعیف رهبری منجر خواهد شد و فشارها برای تحمیل شروط دیگر را در پی خواهد داشت. گرچه می توان نشان های توطئه را در موضع گیری امروز هاشمی دید که اقدامات روز عاشورا را محکوم کرد. چرا ایشان چند روز قبل از این موضع گیری نکرد و به یکباره بعد از بیانیه موسوی و نامه رضایی به بیان دیدگاه هایش پرداخت. اینها همه نشانه هایی از سناریوی خوراندن زهر بر رهبری است. اقدام رضایی نیز استارت این سناریو بود. حال باید منتظر ماند و سرانجام کار را مشاهده نمود.   

دروغ گویی با کمال خونسردی!!

می توان با خونسردی تمام و با کمال آرامش قلم به دست گرفت و همه خیانت ها و دروغ ها را نادیده گرفت. می توان با تمام جسارت خود را بر حق دانست و مخالف خود را جنایت کار و دروغ گو خواند. می توان همه مشکلات امروز را نتیجه مقاومت حاکمیت در مقابل خواسته های غیر قانونی خود دانست. می توان با کمال شجاعت رای ۲۴ میلیون انسان را نادیده گرفت. می توان خشونت های ۲۵ خرداد را به حاکمیت نسبت داد و خود را بی گناه نشان داد. آری می توان با کمال پر رویی خود را بی تقصیر دانست و همه مشکلات را متوجه حاکمیت دانست.

همه این کارها را میر حسین موسوی در بیانیه هفدهمش انجام داده است. من نمی دانم این آقایان طلبکار چه از جان این ملت می خواهند؟ موسوی در این بیانیه بدون اشاره به هنجار شکنی ها و افراطی گری هوادارانش -که البته فکر نمی کنم او را هم قبول داشته باشند- با کمال خونسردی مدعی می شود:

عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند.

نمی دانم کسانی که از محسن سازگارا خط می گیرند و علیرضا نوری زاده برایشان مسیر راه پیمایی مشخص می کند و شعارهای ضد جمهوری اسلامی در دهانشان می گذارد  عزادار کدام حسینند؟ این آقا هنوز نمی داند که طرفدارانش!! او را جا گذاشته اند و گوش به فرمان او نیستند. او هنوز نمی داند که این افراد اگر حاکم شوند اولین کسی که دار خواهند زد خود او و آن شیخ مفلوک است. کجای کاری آقای موسوی؟؟! تو چشمت را بر خیانت ها و جنایت های هوادرانت بسته ای و هنوز باور نداری که منافقین در اقدامات روز عاشورا دخیل بوده اند؟! اقدامات احمقانه تو در این هفت ماه فقط ضد انقلاب را پررو کرد. تو همه جنایات این هفت ماهه را به حاکمیت نسبت داده ای و بسیجیان را عامل جنایات هودارانت دانسته ای.

موسوی در ادامه بیانیه با مظلوم نمایی و بدون اشاره به هزینه ایی که خواسته های غیرقانونی اش برای کشور به همراه داشته است. برای بازگشت آرامش! به کشور با تهدید حاکمیت ۵ راه حل ارائه داده است. این اقدام فرار به جلو و دست از پیش گرفتن است. به نظر می رسد اگر حاکمیت در مقابل این جریان کوتاه بیاید اوضاع بدتر خواهد شد و خواسته ای فراقانونی اش بیشتر خواهد شد.

اقدام محسن رضایی در نامه نگاری به رهبری در خصوص این بیانیه و طرح آشتی ملی علی مطهری یک اقدام احمقانه بیش نیست. این آقایان باید پاسخ گوی هزینه هایی باشند که بر نظام تحمیل کرده اند. و هر گونه آشتی دهن کجی به ملت است.

لینک مرتبط: آقاي توهم، هنوز هم دروغ مي‌گويد!

 نرمش بدون سازش میرحسین: پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد!   

جدیدترین بیانیه موسوی: پذیرش وابستگی اغتشاشگران روز عاشورا

آیا نامه محسن رضایی به آیت الله خامنه ای برای تحت فشار قرار دادن ایشان است؟

 تکرار سناریوی جام زهر هاشمی ، موسوی و رضایی

حالا نوبت مسولین است.

فتنه هاشمی را از سر

نظام کم کنید رودربایستی دیگه بسه!

مردم چشم فتنه را کور کردند

عاشورا انقلاب را بیمه می کند؟!

عاشورای امسال فضای متفاوتی را نشان داد. گروهی که با سوء استفاده از فرصت پیش آمده عاشوراء خود را آماده برای سقوط نظام کرده بودند با توهین به ارزش های این ملت ماهیت خود را نشان دادند و رهبران احمقشان که امروز دیگر قادر به کنترل وحشی گری و هنجار شکنی آنها نیستند را هم قربانی مطامع شوم خود کردند. کروبی دین به دنیا فروخته و موسوی جاه طلب که همیشه طرفداران خود را مسالمت جو می دانستند امروز با پر رویی و وقاحت تمام، پلیس را که در مقابل وحشی گری آنها مقاومت نشان داده بود مسئول فجایع دیروز دانستند. حوادث دیروز اتفاقی نبود، به صورت کاملا پیش بینی شده و هدفدار شکل گرفت. پروژه شهید سازی به شکل کاملا حرفه ای به مرحله اجرا درآمد و خواهر زاده موسوی هم قربانی توهم و خودسری این شخص جاه طلب گردید.

اما نکته ای که بیشتر دل انسان را به درد می آورد حضور دختر هاشمی رفسنجانی در اغتشاشات دیروز بود. شخصی که معارضه او با نظام و شخص رهبری به شکل آشکاری نمایان شده است باز هم با پررویی و آزادی مطلق به جمع اغتشاش گران می رود تا ساندویجش را دوباره گاز بزند. نمی دانم این قوه قضائیه چه غلطی می کند؟ تا کی باید شاهد این همه وقاحت از سوی خاندان هاشمی باشیم و قوه قضائیه  خود را به کوچه علی چپ بزند؟ تا کی سران فتنه جمل، شتر سرخ موی خود را در خیابان های تهران بگردانند و ما هم در حسرت یک برخورد عملی با سران فتنه باشیم؟ تا کی اجازه خواهید داد تمام ارزش های اسلام نادیده گرفته شود و شما نظاره گر آنها باشید؟ شما را چه شده است؟

حوادث عاشورا حجت را برهمه تمام کرد. امروز باید یک قیام همگانی از سوی دوست داران انقلاب صورت گیرد. مراجع عظام سکوت معنا دار خود را در برابر این همه وقاحت بشکنند. همه دوستداران انقلاب خود را از مشتی ضد انقلاب و شاه دوست و فراری و مطرب و رقاص جدا کنند. ما اجازه نخواهیم داد وقاحت این گروه ادامه یابد. ما تا پای جان از ارزش های خود دفاع خواهیم کرد. دهن های آلوده ضد انقلاب را خرد خواهیم کرد. ما تا آخر ایستاده ایم. شهادت نقطه اوج تشیع است. ما جسم و جان خود را فدای آرمان های امام عزیز و رهبری مظلوم خواهیم کرد و در این راه از ملامت مشتی دنیا پرست و جاه طلب نخواهیم ترسید. ما پرچم سرخ حسینی را با سبز اموی میر حسینی عوض نخواهیم کرد.

لینک مرتبط: آقای جمهوری اسلامی، سکوت و مماشات تا کجا؟

لاس زدن و لاف زدن مسئولین با آبروی اسلام و انقلاب + ده نکته!

هوشیاری و دشمن شناسی؟!

۱- حسنی نامبارک مبارک شد! دیگر کسی حق ندارد سخنان امام درباره این دیکتاتور مصر را بر زبان آورد چون با منافع ملی ما در تضاد است! خالداسلامبولی دیگر شهید نیست! و اگر به زعم کسانی در بهشت برین تا کنون متنعم  بوده است از امروز به جهنم منتقل می شود تا بداند که نباید به روی دوستان ما اسلحه بکشد! سخنان امام در  صحیفه نور درباره سران مزدور عرب هم طی مصوبه دولت حذف خواهد شد و به جای آنها تعریف و تمجیدهایی از شاه حسین و فهد و سادات و دیگر نوکران آمریکا جایگزین می شود!

  گویا اقدام نابخردانه دولت در التماس به مصر برای تجدید روابط و آن کم محلی مصری ها و آبروریزی برای ما درس عبرتی برای رئیس مجلس نشده است که آقای لاریجانی با هوشمندی! خاص خود به دیدار رئیس جمهور مادام العمر مصر شتافته است. جالب است بدانید در روز همین  رئیس سازمان اطلاعات مصر در تلاویو به سر می برد!

 ۲- خبرگزاری فارس طی یک اقدام زیرکانه! نتایج نظرسنجی یک موسسه آمریکایی را در صفحه اول خود منتشر کرده است که در آن ادعا شده است ۸۰٪ ایرانی ها به BBC و VOA توجهی نمی کنند! این نظر سنجی چه درست باشد و چه نادرست. یکی نکته را بر ضد خبرگزاری فارس و دیگر رسانه های همفکر اثبات می کند که تاکید بیش از حد این رسانه ها بر تحریک مردم و حامیان حنبش سبز یک تاکتیک بیشتر نیست. اگر واقعا نقش این رسانه ها تا این حد پایین است چرا شما بیش از حد به خبر پراکنی BBC اهیمت می دهید و سران فتنه را با این چوب می خواهید برانید؟ اگر افاضات محسن سازگارا، علیرضا نوری زاده، مهاجرانی و دیگر فراریان و مزدوران تا این حد پائین است پس چرا پیوسته به دنبال ردپای بیگانه در این فتنه ها هستیم؟ چرا رقیب را به بیگانه نسبت می دهیم و از عملکردهای نابجا خود غفلت می کنیم؟