یک برنامه امیدوار کننده!
1- گویا رسانه ملی تازه از خواب غفلت بیدار شده است و نمی داند که در این کشور چه اتفاقاتی افتاده است! گویا تازه دریافته است بسیاری از مشکلات موجود نتیجه عملکرد ضعیف و غیر قابل توجیه این رسانه است. رسانه ملی با انفعالی عمل کردن خود فضای کشور را عملا تحت سیطره رسانه های بیگانه قرار داد و در طول این هفت ماه بعد از انتخابات دائما از موضع متهم مجبور بود از خود و نظام به بدترین شکلی دفاع کند. رسانه ای که نتواند ابتکار عمل را در درون مرزهای خود بدست گیرد و این اجازه را به بیگانه دهد که جریان سازی کند و کشور را دچار بحران کند، محکوم به شکست است.
تقریبا دی ماه پارسال بود که سایت های اینترنتی خبر از راه اندازی تلویزیون فارسی دادند و آنرا به فال نیک می گرفتند. چرا که عملکرد حرفه ای این رسانه می توانست نقطه شروعی برای روشن شدن موتور رسانه ملی در برخورد با این رسانه مهم و تاثیر گذار باشد. اما گویی رسانه ما هنوز بعد از یک سال و چند ماه در خواب خرگوشی است و تازه یادش افتاده است که دوران تک صدایی سخن گفتن در داخل کشور به پایان رسیده است. باید افکار عمومی را اقناع کرد و گرنه رسانه رقیب هر چه پخته است در دهان مخاطب خود می گذارد گرچه زهری باشد که با شکلات تزئین شده باشد. از دی پارسال تا خرداد امسال bbc آنچنان حرفه ای عمل کرد که عملا ما نتایجش را ملاحظه می کنیم. دامن زدن به آشوب و درگیری کمترین نتیجه عملکرد این رسانه است. به هرحال باید برنامه هایی شبیه این مناظره ها را به فال نیک گرفت و امید وار بود که می توان رسانه ای آزاد داشت که واقعا دانشگاهی برای مردم باشد.

من در مقام دفاع از جنبش سبز نیستم و مطالب وبلاگم نیز موید این سخن است. اما سخنان شریعتمداری بخشی از حقیقت بود نه همه آن.
اما آن سوی مناظره هم وضعی همانند ایشان داشت. آقای کواکبیان نیز دائما بحث را با حمله به شخص شریعتمداری پیش می برد و حاضر نبود ساختار شکنی های موسوی و کروبی را بپذیرد. گرچه من کواکبیان را با انصاف تر از شریعتمداری یافتم اما سخن پایانی ایشان اوج هوش ساسی شان را نشان داد.«لویی جرگه» ایرانی یکی از آن واژه هایی است که در حافظه تاریخی ملت جای خواهد گرفت. این سخن به حدی بی پایه و اساس است که بحث کردن درباره آن اتلاف وقت است. من سخن شریعتمدار در عمل به قانون را می پذیرم اما با قید اجرای قانون برای همه نه برای بعضی! نه برای یک جریان! چرا باید علیرضا بهشتی را از کلاس درس بیرون کشند و او را به زندان بیندازند، اما فائزه هاشمی در روز عاشورا رهبر اغتشاشات باشد و آزادانه بگردد؟ چرا باید صرف اظهار وفاداری به ولایت فقیه مصونیت برای بعضی مجرمین ایجاد کند؟ این چه مبنایی است که وفاداری به ولی فقیه و اظهار توبه مجرمین مسئله را حل می نماید؟ این نقطه شروع بی قانونی های بعدی است. «پیرو ولایت فقیه باشید تا به شما آسیبی نرسد و هر کاری خواستید انجام دهید» این نتیجه آن مبنای غلط است. من معتقدم قانون برای همه باید اجرا شود چه فرزند هاشمی چه دیگر آقازاده های مطیع ولی فقیه. احساس مصونیت از قانون به بی قانونی دامن زده است. ماست مالی کردن خطاهای رهبران جنبش سبز چراغ سبزی به اقدامات غیر قانونی آنها است. به هر حال راهکار خروج از بحران عمل به قانون است اما برای همه.
3- مجری این برنامه که وحید یامین پور بود هیچ گاه بی طرف نبود و خود مدافع یک جریان خاص بود و این با روح مناظره منافات دارد. سوالات او از کواکبیان با لحن طلبکارانه و از موضع مدعی بود. این رفتارها و پیش داوری ها اعتماد عمومی به این برنامه را کاهش می دهد. کاش مجری این برنامه شخصیتی مثل مرتضی حیدری بود که حداقل بی طرفتر بود.






متولد 1363 هستم استان لرستان شهرستان ازنا و از سال 82 وارد حوزه علمیه شهرمان شدم