حکمت
دیروز جمعه بعد از سه هفته که قم بودم آمدم ازنا. امروز یه سری رفتم حوزه. برای دیدن استاد حاج اقای بنیادی و دوستان. امسال طلبه های اینجا توفیق شاگردی حاج آقای فرخی رو دارند. بیان قوی و خیلی شیرین ایشان خیلی به دل طلبه های ازنا نشسته. من هم امروز یه نکته ازشون یاد گرفتم. گفتم شاید بد نباشه اینجا بیانش کنم.
ایشون از فلسفه صحبت می کردند و فرق استدلال های فلسفی و اصولی رو بیان می کردند . خیلی با اصولیون میانه خوبی ندارند. می گفتند استدلال های اصولی بیشترشان مشهورات است و قضایای جدلی بیشتر مبناهاش براساس مشهوران بنا شده. پس پر است از نقض و ان قلت های فراوان. ولی بیشتر قضایای فلسفی برهانی هستند و جای شک درشان نیست.
بخاطر همین قرآن وقتی به پیغمبر خطاب می کند:« ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» برای موعظه و جدل قید حسن و احسن بودن رو می آره ولی حکمت رو مطلق می آره بدون هیچ قیدی. چرا؟ چون حکمت ذاتا حسن و نیکو است و نیاز به قید ندارد ولی جدل می تواند مضر باشد. موعظه می تواند انسان را گمراه کند. حکمت خود چراغی برای هدایته ولی جدل اگر احسن نباشد به مجادلات بی ثمر ختم خواهد شد.
متولد 1363 هستم استان لرستان شهرستان ازنا و از سال 82 وارد حوزه علمیه شهرمان شدم